حسين قرچانلو

166

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

جا چنان به هم تركيب شده‌اند كه مجموعه‌اى را تشكيل داده است . اين مساجد را پيشنمازانى است كه از جانب سلطان شهريه دارند . « 1 » ياقوت اطلاعات جغرافيادانان قبل از خود را تأييد كرده و علاوه بر آن ، افسانه‌هايى دربارهء بناى اسكندريه و منارهء آن نقل كرده است . او مىنويسد : اسكندريه از بناهاى اسكندر اول يا ذو القرنين رومى است و نامش اشك بن سلوكوس بود ، و او اسكندر بن فيليپوس نيست ، اسكندر اول همان كسى است كه روى زمين را گشت و به سرزمين ظلمات وارد شد و همان مصاحب و دوست موسى و خضر عليهم السلام بود ، و او همان كسى است كه سد ( يأجوج و مأجوج ) را بنا كرد . . . گفته‌اند در اسكندريه دو عمود ( ستون ) نزديك مسجد الرحمه شهر بود . روايت كرده‌اند كه بر آن دو نوشته‌اى به خط حميرى وجود داشت كه بر آنها نوشته بود من شدّاد بن عادم كه شهر ذات العماد را بنا كردم و اردوگاه اردوگاهها ( جند الاجناد ) و سدّى را در آن وادى بنا كردم و اين ستونها را به محكمى و استوارى بنا كردم كه از بين نمىرود و گنجى را در پنجاه ذراعى ساحل اين دريا قرار دادم كه كسى بدان نمىرسد مگر امتى در آخر زمان و آنها پيروان محمد ( ص ) هستند . . . . ياقوت از كسى روايت مىكند كه نزديك به جايگاه منارهء اسكندريه غارى در ساحل دريا بود كه در آن تابوتى مسى قرار داشت كه آن را گشودند ، در آن تابوت نقره‌اى بود ، پس چون تابوت دوم را گشودند در آن صندوقچه‌اى از سنگ الماس بود ، چون در آن را گشودند در آن تاجى از ياقوت سرخ كه شاخ و برگ آن تاج از زبرجد سبز بود ، بنابراين يكى از غلامان را خواستند از سرمه‌دان داخل صندوقچه ، سرمه به چشمش كشيدند ، ناگهان تمام جايگاه گنجها و معادن طلا و صيدگاههاى مرواريد به چشم او نمايان شد ، كه به كمك آن ( پولها ) به ساختمان اسكندريه پرداختند و در ستونهاى بناهاى شهر طلا و نقره و انواع جواهرات قرار دادند و ستونها را بالا آوردند . ياقوت اضافه مىكند ، نخستين كسى كه منارهء اسكندريه را ساخت ، زنى بود به نام دلوكه دختر ريّا ، و بعضى هم گفته‌اند كه ملكه‌اى از پادشاهان روم اين مناره را تعمير كرد و آن را « قلبطره » ناميد . اين مناره بسيار بزرگ و

--> ( 1 ) . سفرنامه ابن جبير ؛ ص 71 - 74 .